تبليغاتX
اصفهان شناسی (کانون بارگاه مهر)
 

 

               

       

 

 

 

 

ویژگیهای حمام علی قلی آقا

این حمام مانند دیگر بناهای تاریخی ایران دارای معماری با ارزش و در نوع خود قابل توجه است.

از نکات بسیار با اهمیت آن قرار گیری این حمام در دل یک بافت محله با عناصر متفاوت است .

فضاهای این حمام عبارتند از فضاهای اصلی شامل : بینه - میاندر - گرمخانه و  چال حوض  و

و فضاهای خدماتی شامل :ورودی هشتی - نوره کش خانه - خزینه و ... فضاهای تاسیساتی مانند

انبار سوخت - گاو رو (محل کشیدن آب از چاه )و کانالهای گربه رو (محلهایی به صورت کانال در زیر

فضاهای حمام قرار گرفته که ضمن رد شدن تنبوشه ها (لوله های سفالی انتقال آب) حرارن را نیز

به کف حمام منتقل می کردند ) میشود.

آب این حمام از جایی تآمین می شده که از نهر مادی منشعب از آب زاینده رود بوده است .

حمام علی قلی آقا  دارای تزئینات و نقاشی های از سه دوره تاریخی صفوی با تلفیقی از کاشیکاری

و آهکبری - نقاشی و کاشیکاری قاجار - و نقاشی کوچه بازاری دوره پهلوی است . که این مجموعه

تزئینات از جاذبه های بسیار در خور توجه این حمام تاریخی است .

از آنجا که این بنا پس از احداث در دوره های بعدی نیز مورد استفاده قرار میگرفته تعمیرات  ویا الحاقاتی

به صورت نا درست  در بنا صورت پذیرفته است که در هنگام مرمت تمامی آنها اصلاح شده و با لایه

برداری بین سه تا پنج  لایه پس از رسیدن به اولین لایه تزئینات دوره های مختلف حمام قابل دسترسی

باشد .

نقل از وبلاگ معماری   bbk.blogfa.com

در محله بيد آباد نزديك چهارسوي قديمي مجموعه بناهايي وجود دارد كه به نام عليقلي آقا مشهور است. عليقلي آقا يكي از خواجه سرايان نيكوكار زمان شاه سلطان حسين صفوي بود كه در زمان حيات، مسجد و بازار و سرا و چهار سوي زيبايي به نام خود ساخت.

در جلو مسجد عليقلي آقا مادي فدن يا فدا عبور مي كند و سردر مسجد به طرف مغرب است. مسجد صحن نسبتاً كوچك و زيبايي دارد و شبستان آن با كاشيهايي از نوع گره كاري تزئين شده است. كتيبه سردر به خط ثلث قهوه اي رنگ به خط علي نقي امامي و تاريخ 1122 هجري قمري است.

در اين كتيبه به نام شاه سلطان حسين و عليقلي آقا اشاره شده است. شبستان زيبا و نفيس مسجد در شرق حياط قرار دارد و بر كتيبه آن با خط نستعليق سفيد بر زمينه كاشي لاجوردي اشعاري نوشته شده است. مفاد اين اشعار حاكي از اين است كه شبستان در سال 1297 هجري قمري زمان سلطنت ناصرالدين شاه قاجار به مسجد الحاق شده است. خطاط اين كتيبه عبدالجواد و استاد كاشيكار آن محمد اسماعيل است.

در جنوب ايوان محراب زيبايي است كه ازاره آن سنگ مرمر و ديوارهاي بالا با كاشيكاري معرق تزئين شده است.

مسجد عليقلي آقا يكي ديگر از آثار نفيس اواخر عصر صفوي است كه به همت و پايمردي افراد نيكوكار ساخته شده است. اين مسجد به لحاظ وجود خطوط زيباي ثلث و نستعليق مربوط به عصر صفويه و قاجار و كاشيكاري نفيس يكي از بناهاي ارزشمند اصفهان به شمار مي رود.

در مقابل مسجد حمام عليقلي آقا واقع شده كه قسمت اعظم آن ويران گرديده و مقداري از كاشيهاي نفيس آن به كاخ چهلستون انتقال يافته است

نقل: از پرتال اصفهان

 

+ نوشته شده توسط بارگاه مهر در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 14:34 |
 

  بعد از قبرستان وادی السلام درنجف اشرف وسایر گورستانهای اعتاب مقدسه و همچنین گورستان قدیمی قم و مقبره شیخان باید قبرستان تخت فولاد را شریفترین و ارجمند ترین و متبركترین مقابر و گورستانهای ایران بلكه عموم شهرهای شیعه نشین محسوب داشت . وجود « لسان الارض » كه از بدو خلقت حكایت می كند و همچنین وجود قبر جناب « یوشع» از انبیای بزرگوار بنی اسرائیل در این سرزمنی مقدس كه مربوط به دو هزار سال قبل و شاید كمی بیشتر باشد از امتیازات این زمین و گورستان می باشد.

باید در حفظ و نگهداری این آثار كوشید و آنها را از محو و فراموشی در امان داشت . در سال 1328 ه ،ش نویسنده كتاب مختصر و مفید « تذكره القبور» تالیف علامه جلیل القدر مرحوم مولی عبدالكریم گزی را با حواشی و ملحقات كه خوشبختانه مورد توجه و عنایب بزرگان علم و دانش و همچنین مومنین و مقدسین قرار گرفت ازهمان تاریخ عده ای از اهل فضل و كمال پیشنهاد كردند كه :

اگر جزوه ای شامل اسامی تكایای تخت فولاد و ذكر نام بزرگان مدفون در آنها و  همچنین تاریخچه مختصری از این گورستان نوشته می شد وبه چاپ می رسید راهنمای اهل تحقیق و مطالعه و دلیل و گره گشای مقدسین برای درك فیض زیارت قبور می گردید .

كتاب رجال اصفهان یا تذكره القبور اگر چه ظاهراً كتاب كوچكی است اما شامل اسامی قریب ششصد نفر از بزرگان علماء ، شعراء ، فلاسفه ، حكماء، عرفاء و صوفیان و هنرمندان و خلاصه نمونه مختصری از رجال و مردان نامی اصفهانی در طول قرون و اعصار می باشد .

نویسنده در سال 1348 ه، ش كتاب « دانشمندان و بزرگان اصفهان »را تالیف ومنتشر ساخت و چون اساس و مبنای كتاب بر پایه تالیف قبلی بود نام دیگر آنرا هم تذكره القبور نهاد . این كتاب نیر مورد توجه و عنایت اهل مطالعه و تحقیق قرار گرفت و تقاضای فضلاء اصفهان بخصوص در موضوع تهیه مقالت یا كتابی كه در حقیقت شناسنامه تخت فولاد باشد تجدید شد . در این موقع دیگر گورستانهای اصفان كه شرح اجمالی واسامی آنها در مقدمه كتاب دانشمندان و بزرگان اصفهان ذكر شده است یكی پس از دیگری به وسیله شهرداریهای وقت یا مردم سودجو تسطیح واراضی آن عموماً بصورت خیابان ، بیمارستان، مدرسه و یا خانه و مغازه در آمد و بطور كلی از بین رفت و هیچ گونه اثری از آنها باقی نماند حتی اسامی آنها را نیز تغییر دادند .

این سرنوشت برای گورستان عمومی و منحصر بفرد اصفهان یعنی : تخت فولاد نیز پیش بینی می شد زیرا از یك طرف وجود فرودگاه و تأسیسات مربوط به آن و از طرف دیگر ساخته شدن چندین باب مدرسه و دبیرستان در قسمت اراضی بائر آنجا و ازهمه مهمتر و اساسی تر تصرف غاصبانه برخی از منتفذین محلی و به ثبت رسانیدن اراضی بعنوان ملكیت و ساختن ده ها بلكه صدها خانه از چهار طرف موجبات از بین رفتن این گورستان و محو آثار ارزنده آن گردید .

در اواخر فروردین ماه سال 1363 ه، ش شهرداری اصفهان گورستان تخت فولاد را متروكه اعلان نمود و دفن اموات را در آنجا از اول اردیبهشت ماه سال مذكور (مطابق با 19 رجب سال 1404 ه ،ق ) قدغن كرد.

در اول گفته میشد كه با قبور مومنین و مقابر خصوصی و تكایا كاری ندارند و بهمین صورت باقی خواهد ماند و فقط شهرداری درنظافت آنجا نظارت كرده و برای تلطیف هوا ایجاد فضای سبز می كند لكن بعداً مشاهده شد كه تعدادی از قبور مومنین و تكیه و مقابر خصوصی را یكی پس از دیگر خراب كردند . البته شهرداری اظهار می داشت كه این خرابیها با رضایت صاحبان اماكن است . این سخن هر چه باشد و تا هر اندازه بحقیقت نزدیك باشد كلام ما در نفس عمل تخریب و تسطیح و محو آثار ارزنده تخت فولاد است كه آنرا عقلاً و شرعاً و عرفاً جائز نمی دانیم و می گوئیم درهر صورت آثار فرهنگی این گورستان باید حفظ شود ، البته از شهرداری تشكر وقدردانی می كنیم كه در نظافت و پاكیزگی آنجا می كوشد .

ما می دانیم كه گورستان متروكه همانند پیر فرتوت و بیمار محتضری است كه با سختی جان كندن ومرگ روبروست و از این حال اواطرافیانش رنج می برند و مرگ او را بدعا از خدا می طلبند و مردن را جهت او آسایش و آرامش تصور می كنند . اما اگر پزشكی از راه دلسوزی و انسان دوستی كه كسی را از رنج بردن و درد كشیدن آنهم كسیكه مرگش حتمی است بخواهد نجات دهد و به وسیله های مرگ او را نزدیك كند و از زندگی و حیات رهائیش بخشد مطابق كلیه قوانین و عقل و منطق و شرع چنین پزشكی جنایتكار و قاتل شمرده می شود و باید طبق موازین قانونی محاكمه و مجازات شود .

با اعتراف به این نكته كه : قبرستان تخت فولاد طبق قانون وسنت طبیعی از بین رفتنی بوده (وهست) همانگونه كه سایر گورستانها از بین رفت و ما خود شاهد و ناظر تعدادی از آنها بودیم ، اما كسانی كه آنها را از بین بردند و در محو آثار تاریخی و نابودی آنها كوشیدند مجرمند .

گورستانها یكی از مبانی تاریخ هر ملت و شهر می باشند . تاریخ علمی و ادبی هرناحیه ای را می توان بطور اجمال از مقابر آن شهر بدست آورد . اگر قبور علماء ادباء، حكماء و شعرا و دیگر مشاهیر علمی از بین رفت دیگر آثار آنان نیز خواه ناخواه از بین رفتنی است مگر اندكی از مولفات آنها . اگر به یكنفر اصفهانی گفته شود : ابن مسكویه ای كه او را اصفهانی میدانی و در شهر تو از دنیا رفت در كجا بخاك سپرده شد یا حافظ ابونعیم با آنهمه اهمیت كه در كتب تاریخ وحدیث برای او نقل شده قبرش كجاست و ده ها بلكه صدها عالم دیگر چه جواب خواهد داد؟

آل خجند و آل صاعد دو خاندان روحانی و متنفذ اصفهان كه تقریبا مدت چهار قرن مركز علمی و قدرت سیاسی اصفهان بلكه نیمی از ایران به دست آنها بود قبورشان كجاست باید بگوئیم كه در قبرستان طوقچی و قبرستان شاه میر حمزه بود كه به مرور زمان ویران شده و زمینهای آنرا بصورتهای گوناگون در آورده اند ، اگر فرض شود كه اینها سنی بودند ، پس آل تركه كه شیعه بودند چرا مقابرشان را خراب كردید و . . . جواب همه این پرسشها جز شرمندگی و سرافكندگی چیزی نیست .

باید متوجه باشیم كه كاری نكنیم كه یك قرن دیگر اعقاب ما مردم این زمان را بجهت عدم توجه به آثار گذشتگان و افتخارات آنها مورد سرزنش و نفرین قرار دهند .

در این جا ممكن است برای عده ای این پرسش بنظر برسد كه : حفظ آثار و قبور گذشتگان چه لزومی دارد و آیا این عمل خلاف دستورات اسلام نیست مگر نگفته اند كه اگر قبری خراب شد تجدید ساختمان نكنید (غیر از قبور علماء و بزرگان دین ) و. . .

در جواب آنها گوئیم كه این همه دستورات بخاطر آنست كه ملت مسلمان « مرده پرست » نباشد اما باید دوستدار علم و عالم باشد احترام به قبور علماء و زیارت آنان مرده پرستی نبوده بلكه احترام بمقام علم و دانش است مثلاً بزیارت قبر علامه مجلسی رضوان الله علیه می رویم و جهت ترویج روح آن عالم خدمتگزار فاتحه می خوانیم بخاطر علم او بخاطر خدماتی كه بعالم اسلام و شیعه انجام داده بجهت قدردانی از یك عالم حقیقی . زیارت قبور جهت تنبیه و بیداری وعبرت است . از رسول اكرم صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده كه فرمودند : « زورو القبور فانها تذكر كم الاخره » (نهج الفصاحه ـ ذكر اخبار اصفهان ) در اینجا بی مناسبت نیست چند بیت از قصیده ای كه ادیب سخن سنج نكته پرداز آقای فضل الله اعتمادی متخلص به برنا كه در رثاء جوان دانشمندان مرحوم دكتر مهندس بیژن نوربهشت فرزند سرتیپ نور بهشت اصفهانی (1315 ـ 1342 خورشیدی ) سروده است را جهت تنه و تذكر یاد آور شوم .

نیست این پهن دشت گیتی جز                    كشتزاری برای بذر افكن

گیر عبرت زرفتن دگران                                كه رسد زود نوبت تو و من

تا بهم چشم برزنی گذرد                                عمر چون آفتاب از روزن

عمر شمع است و مرگ همچون باد                 شمع را باد كی نهد روشن

نكته ای گویمت زشیخ اجل                           كه مضامین اوست زیب سخن

اجل است آفتاب و عمر چو برف                      كی بود ز آفتاب برف را ایمن

بعد از مشاهده این اوضاع و خراب شدن تخت فولاد و متروك ماندن آنجا و در نتیجه از بین رفتن آن لزوم تهیه ی رساله ای در معرفی مدفونین در این گورستان و ذكر تاریخچه اجمالی و مختصر آن ضروری بلكه واجب اخلاقی به نظر می رسد ، ضمناً عده ای از دوستان نیز در این باره اشاره ای فرمودند وتقاضای مومنین نیز موجب تشویق و ترغیب نویسنده شده كه رساله ای به نام لسان الارض و مزار تخت فولاد بنویسم و آنچه را در این باره شنیده و خوانده و دیده ام جمع آوری كرده تقدیم محضر ارباب دانش و كمال گردانم و از همگان بخواهم كه مرا در تكمیل آن یاری دهند و از نواقص و معایب آن چشم بپوشند .

نقل از سایت :

www.isfahan.us

+ نوشته شده توسط بارگاه مهر در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 و ساعت 20:38 |

بسیاری از شما حتما نام موزه حمام علی قلی آقا که یکی  از نفیس ترین آثار تاریخی مرمت شده اصفهان می باشد را شنیده اید. اما احتمالا محل آن را روی نقشه ها پیدا نمی کنید. در اینجا سعی شده مسیر دسترسی به این بنا دقیقا بیان شود:

 در این نقشه دقت کنید: از چهار راه تختی به سمت خیابان مسجد سید بعد از گذر از خیابان طیب اولین مسیر فرعی به سمت راست به نام علی قلی آقا معروف است.

شما می توانید با ورود به این کوچه و ورود به بازارچه علی قلی آقا موزه علی قلی آقا را پیدا کنید.

+ نوشته شده توسط بارگاه مهر در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 و ساعت 20:36 |
 

                 

 

  این پل در اصل ماربین نام داشته كه استم تصحیف «مهربین» از فرهنگ اوستایى است و در طى 15 قرن تاریخ اسلامى ایران پیوسته به همین نام شناخته شده و در غربى‏ترین قسمت شهر اصفهان بوده است. این پل در عصر صفوى تغییرى نكرده ولى تعمیرات مكرّر داشته است.

 چهارفرسنگ به شهر اصفهان مانده رودخانه زاینده رود به شكل مارپیچى راست خم گشته وارد شهر مى ‏گردد و و گفته‏ اند كه به همین جهت قریه مارنان را مارنان یا ماریانان گفته ‏اند و در همین محل پل مارنان را ساخته و جلفا را بقریه مارنان اتصال مى ‏دهد پل مزبور اكون داراى هفده دهانه است ولى در پیش بیش از هفده دهانه داشته است كه حالا بسته شده است. این پل را پل سرفراز هم نامیده ‏اند و وجه تسمیه ‏اش را چنین بیان كرده ‏اند كه در زمان شاه سلیمان صفوى یكى از ثروتمندان ارامنه آن را ساخت و به قلب سرفراز نائل گردید و مدتى هم به همان نام سرفراز مشهور بود.

 در هر حال متمول مزبور تعمیرى كرده است چه این پل قبل از آن وجود داشته است منتهى هر چه عبور و مرور به نسبت جمعیت زیادتر مى ‏شده پل فرسوده مى ‏گردیده است و احتیاج به تعمیر و تجدید بناء حاصل مى ‏گردیده است ثبت تاریخى این پل در گردش ادارى است.

 

+ نوشته شده توسط بارگاه مهر در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 20:32 |
 

در نزديكي چهار سو مقصود بناي قديمي امامزاده احمد قرار دارد كه بنا به نوشته مورخين و محققين مقبره يكي از احفاد امام محمد باقر(ع) است. اين مزار در بنائي قرار گرفته كه سقفي گنبدي دارد و خود آرامگاه نيز به شكل مربع است و از سطح زمين بلندتر است.

تزئينات بنا عبارت از كاشيكاريهائي است كه قسمت اعظم آن مربوط به زمان شاه سلطان حسين صفوي است و بقيه كاشي ها را در زمان ناصرالدين شاه قاجار با گچبري هاي رنگي پوشانده اند.

تاريخ سال مزار 1115 هجري قمري برابر با 1703 ميلادي بوده، ضريح چوبي آن در زمان قاجار ساخته شده است. كتيبه سر در صحن امامزاده احمد به خط ثلث با كاشي سفيد معّرق بر زمينه لاجوردي است كه خطاط آن علي نقي امامي است. تاريخ اين كتيبه 1115 هجري قمري است و در آن به نام شاه سلطان حسين صفوي اشاره شده است. خطوط بنائي اين سر در نيز سوره هاي قرآن مجيد است. كتيبه اي كه در ايوان ورودي امامزاده احمد وجود دارد به خط ثلث طلايي در زمينه لاجوردي رنگ گچبري شده و نويسنده آن احمد حسيني است. تاريخ اين كتيبه نيز 1115 هجري قمري است و در آن علاوه بر نام شاه سلطان حسين به نام محمد شرف شريف المنجم اشاره شده كه سازنده بنا ميباشد.

در داخل بقعه امام زاده كتيبه اي به خط ثلث طلايي بر زمينه لاجوردي وجود دارد كه سوره دهر به خط محمد محسن علي نقي امامي و تاريخ 1115 هجري قمري نوشته شده است.

در اطراف ضريح چوبي امامزاده اشعاري نوشته شده كه تاريخ آن 1290 هجري قمري است. در ايوان غربي امامزاده احمد كتيبه اي به خط نستعليق برجسته به تاريخ 1247 هجري قمري نوشته شده كه زمان سلطنت فتحعلي شاه قاجار است.

در ضلع شمالي صحن امامزاده احمد قبوري وجود دارد كه سنگهاي مرمر يكپارچه نفيس بر روي آن قرار دارد. بر اين سنگها نيز اشعاري نوشته شده كه در دوران قاجار كتابت شده اند.

در پشت ديوار به طرف كوچه قطعه سنگ سياه شفاف به طول 3 متر در ديوار خارجي و در مجاورت در ورودي امامزاده نصب شده كه معروف به سنگ سومنات است و مردم عقيده دارند سلطان محمود غزنوي آن را از هند آورده است. بر اين سنگ كتيبه اي به خط نسخ نوشته شده كه تاريخ آن 563 هجري قمري است.

+ نوشته شده توسط بارگاه مهر در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:57 |
 

 

با هويت ترين مناره شهر اصفهان

موقعيت: خيابان سروش

سال تاسيس: 501 هجري(دوره پادشاهي سلطان محمد بن ملكشاه سلجوقي)

 

از نظر قدمت دومين مناره تاريخ داري است كه در ايران شناخته شده است 

ارتفاع 24 متر كه با پايه جمعاً 29 متر است 

تزئينات آجري است و به سه كتيبه مزين است كه دو تاي آن به خط كوفي و يكي به خط نسخ است 

مناره چهل دختران در محله جوباره قرار گرفته و از نظر قدمت دومين مناره تاريخ داري است كه در ايران شناخته شده است. اين مناره رفيع كه از آجر ساخته شده ميله اي مدور به ارتفاع 24 متر است كه با پايه جمعاً 29 متر ارتفاع دارد.

مناره چهل دختران به سه كتيبه مزين است كه دو تاي آنها به خط كوفي و يكي به خط نسخ است.

اولين كتيبه كه به خط كوفي است شامل آيات 2، 3 و 4 از سوره طه است. كتيبه ديگر كه به خط نسخ است،‌ شامل عبارات مذهبي است كه قسمت هائي از آن محو شده است.

سومين قسمت كه به خط كوفي است تاريخ 501 هجري را برخود دارد. اكثر پژوهشگران ارزش اصلي كتيبه‌هاي اين‌مناره‌را در خط نسخ آن‌ميدانند چرا كه اين ويژگي منار چهل دختران را منحصر بفرد كرده است.

 

+ نوشته شده توسط بارگاه مهر در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:52 |
 

اصفهان از جملة شهرهايي است كه مردم آن در زمينه‌هاي مختلف تلاش و فعّاليت چشمگيري داشته‌اند. از ميان اين فعّاليتها مي‌توان به دو رشتة كشاورزي و صنعت اشاره نمود كه طي قرون همواره در اين شهر، پيشتاز و مورد توجه بوده‌اند. كشت دانه‌هاي روغني از زماني دور در اين شهر رواج داشته و صنعت روغن‌كشي سنّتي نيز همپاي كشت دانه‌هاي روغني معمول بوده است كه به تدريج كارگاهها و كارخانه‌هاي معظم سنتّي براي اين كار ساخته شد. كارخانه‌هاي روغن‌كشي، به نام عصّارخانه شهرت داشته و به طريق سنّتي، كار مي‌كرده‌اند: كارخانه ساختمان وسيع و مرتفعي بود كه از چند اتاق تو در تو و كوچك و بزرگ با سقفهاي گنبدي تشكيل مي‌يافت مصالح ساختمانها عموماً از گچ و آجر بود. روي سقفهاي گنبدي پنجره و روزانه‌اي تعبيه مي‌شد. براي قسمت اصلي كارخانة عصّاري سالن بزرگي در نظر گرفته مي‌شد كه از اتاقهاي ديگر وسيع‌تر بود. درست در وسط اين اتاق، در شعاعي كمتر از محيط اتاق، پاية محكمي به ارتفاع يك متر و به شكل دايره ساخته مي‌شد. در وسط پايه سوراخي قرار داشت كه با اتصالاتي، به حوضچه‌اي در اتاق ديگر متصّل مي‌شد. بر روي اين پاية مدوّر، سنگ آسياي دايره شكل بزرگي تعبيه مي‌شد كه وسط آن سوراخ بود. سوراخ اين سنگ، با سوراخ ساختمان پايه، روبه‌روي هم قرار داشت. آنگاه سنگ آسياي ديگري كه آن مدوّر بود به طور عمودي روي سنگ زيرين قرار داده مي‌شد. در مركز اين سنگ عمودي سوراخي وجود داشت كه يك چوب كلفت و با دوام تير يا ميلة آهني به آن متصّل بود. سرِ ديگر چوب يا ميله، به وسيلة تسمه يا طناب به شتر و يا اسب بسته مي‌شد. آنگاه دانه‌هاي روغني اعم از شاهدانه، بَزرَك، كنجد و دانه‌هاي روغن‌دار ديگر بر روي سنگ زيرين كه از لبة خارجي به طرف مركز، شيب مختصري داشت، مي‌ريختند و شتر يا اسب و يا چرخندة ديگر را به حركت در مي‌آوردند. حيوان در حركتي پيوسته و دايره‌وار حول پاية مدور مي‌چرخيد. از چرخش سنگ عمودي بر روي دانه‌هايي كه بر سنگ زيرين قرار داشت، روغن دانه‌ها گرفته مي‌شد و ذره ذره از سوراخ سنگ زيرين به وسيلة لوله به حوضچة اتاق مجاور مي‌ريخت. سطح اين اتاق كاملاً پوشانده شده بود و فقط راهرو و دريچة كوچكي، چند پله پايين‌تر از كف اتاق به آن وصل مي‌شد كه از اين طريق روغني كه به مخزن وارد شده بود به وسيلة ظرف دسته‌داري، تخليه و در حلبهاي مخصوصي ريخته و به محلهاي مصرف خود منتقل مي‌گرديد. از اتاقهاي ديگر اين ساختمان اتاق انبار مواد اوليه، اتاق انبار روغنهاي آماده شده، اتاق استراحت كاركنان كارخانه، همچنين اسطبل براي نگهداري حيوان، را مي‌توان نام برد. همه اين اتاقها سقفي مرتفع و گنبدي داشتند كه در قسمت فوقاني آنها سوراخهايي تعبيه شده بود تا هوا را تهويه كنند. با پيشرفت زمان و اختراع برق و زندگي ماشيني وضع و كار اين عصّارخانه‌ها نيز تغيير كرد. ابتدا به جاي نيروي حيوان جهت چرخش سنگ عمودي، از نيروي برق استفاده نمودند. سپس همه چيز آن به صورت مدرن و ماشيني درآمد.در اصفهان و حومه، تعداد زيادي عصّارخانه سنتّي وجود داشت كه هنوز هم آثار بعضي از آنها به چشم مي‌خورد، چه آنهايي كه متروكه و غيرقابل استفاده هستند و چه آنهايي كه در حومه شهر هنوز با جانشين‌كردن قوة محركه برق به جاي نيروي حيوان، مشغول به كار هستند. در اينجا به بعضي عصّارخانه‌هاي شهر و حومه اشاره مي‌كنيم:

 پس از ويران شدن، سنگهاي روغن‌كشي و مصالح آن به سده انتقال يافت.

اين عصّارخانه نيز بر اثر مرور زمان و بي‌توجّهي رو به ويراني رفت و خراب شد.

 اين عصّارخانه در ناحية شمال مدرسه چهارباغ اصفهان قرار داشت. پس از خراب‌كردن آن، سنگهاي روغن كشي و ديگر مصالح مورد نياز آن را به قهدريجان انتقال دادند.

 در خيابان هاتف بود كه به دنبال توسعة خيابان، عصّارخانه را خراب كرده و سنگهاي آن را به شهركرد بردند.

اين عصّارخانه وسعت و عظمت بسزايي داشت، پس از تعطيلي و تخريب، سنگهاي روغن‌كشي آن را حناسابهاي اصفهان جهت كارخانه حناسابي خود خريداري نمودند.

از ديگر عصّارخانه‌هاي اصفهان و حومه، عصّارخانه‌هاي زير را كه يكي دو تاي آنها هنوز داير مي‌باشد مي‌توان نام برد:

 بيشتر مصالح آن را از عصّارخانه بازار عربها خريداري نمودند.

 واقع در بازار مجلي، اين عصّارخانه به همان سبك سنتي كار مي‌كرد.

 اين عصّارخانه قديمي در كوچه‌اي نزديك دردشت قرار دارد.

واقع در دشت

 واقع در دردشت

واقع در محلّه بن اصفهان

دو عصّارخانة بزرگ و تاريخي واقع در نجف‌آباد اصفهان

در بازار اصفهان دو عصّارخانه ديگر وجود داشت كه تا اين اواخر به همان سبك قديم داير و فعّال بودند.

+ نوشته شده توسط بارگاه مهر در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:47 |
 

این مناره هم در محله جوباره در میان فضائى وسیع واقع شده و از مناره ‏هاى بسیار زیباى عهد سلاجقه در اصفهان است.

 مؤلف دانشمند گنجینه آثار تارخى اصفهان راجع به این مناره چنین نوشته است:

 این مناره كه یكى از زیبارتین مناره ‏هاى عهد سلاجقه در اصفهان است در انتهاى شمالى محله جوباره ناحیه یهودى نشین اصفهان نزدیك مناره چهل دختران در گوشه یك میدان كوچكى كه یقیناً در زمان ساختمان آن محل مسجد كوچیك در پاى مناره بوده است واقع شده.

 ارتفاع این مناره در حدود 48 متر است و محیط قاعده آن 14 متر مى باشد و از پائین به بالا داراى هفت قسمت متمایز است:

 قسمت اول آن آجر چینى ساده است. قسمت دوم و سوم آن داراى تزیینات عالى آجرى مى باشد. قسمت چهارم آن تاج اول مناره است كه مقرنس هاى آجرى توأم با كاشى فیروزه ‏اى دارد و بسیار جالب و پر حالت است. قسمت پنجم آن تزیینات آجرى است. قسمت ششم آن تاج دوم مناره است و قسمت هفتم آن تارك مناره است.

 در قاعده دو تاج این مناره دو كتیبه بسیار زیبا از بهترین رنگ فیروزه ‏اى كاشى دیده و خوانده مى ‏شود. مناره مزبور كه از ارتفاع اولیه آن اندكى كاسته شده است در حال حاضر به سمت مغرب متمایل شده و این تمایل از دور و نزدیك كاملاً نمایان است. سال ساختمان این مناره در كتیبه هاى فعلى آن موجود نیست لذا به طور قطع نمى ‏توان زمان ساختمان آن را معلوم كرد. پرفسور پوپ سال ساختمان این مناره را اواخر قرن پنجم هجرى مى داند و آقاى مایرون به منت سمیث ساختمان آن را  بین سالهاى 550تا 688 هجرى تخمین زده است. كتیبه فوقانى مقرنس هاى تارك این مناره به خط كوفى فیروزه  اى بر جسته بر زمینه آجرى به شرح زیر است:

 «لا اله الا الله صادقا مخلصا محمد رسول الله »

 كتیبه زیر مقرنس ها به خط كوفى فیروزه ‏اى بر جسته بر زمینه آجرى به شرح زیر است:

 «بسم الله الرحمن الرحیم و من احسن قولا ممن دعا الى الله و عمل صالحاً و قال اننى من السلمین»

 كتیبه وسط این مناره به خط بنائى فیروزه اى بر زمینه آجرى تكرارى نام هاى: (محمد) و (ابوبكر) و (عمر) و (عثمان) و (على).

 در نصف تحتانى مناره مزبور و در اشكال مربع به خط بنانى فرو رفته بر زمینه شطرنجى و به  طور درهم و بر هم عبارات زیر تكرار شده است:

 (لا اله الا هو) (و هو بكل شىء علیم) (و هو السمعى البصیر).

 در تاریخچه اصفهان نوشته شده كه مناره ساربان به مناره مسجد على شباهت دارد و ارتفاع آن 44/2 متر و مدخل پلكان در ارتفاع 7 مترى تنه مناره واقع شده و تعداد پلكانش 135 است و پهناى پلكانهاى 68 سانتیمتر است.

 و نیز گفته است كه ساختمان مناره متعلق به عهد سلجوقیان و بنا به گفته گدار فرانسوى مربوط به سالهاى 525 تا 550 هجرى است.

 كتیبه هاى مناره را چنین بیان كرده كه از سه كتیبه كوفى تزیین یافته است:

 1- كتیبه یكم با كاشى آبى عبارت: لا اله الله صادقاً مخلصاً محمد رسول الله بر آن منقوش است.

 2- كتیبه دوم شامل آیه 33 سوره فصلت قرآن است.

 3- كتیبه سوم به خط كوفى چهار گوش با آجر تراش بر روى كاشى آبى شامل اسامى: محمد (ص) و خلفاى راشدین است.

 این مناره كمى به سمت مغرب تمایل پیدا كرده و زیر مناره كه خالى و به جاى زیر زمین از آن استفاده مى كردند در سال یكهزار و سیصد و بیست و چار شمسى به طرز خوبى بسته و پر شده است.

 پس مى ‏توان گفت كه مناره ساربان ارتفاعش بین 44/2 متر تا حدود 48 متر و محیط قاعده آن 14 متر و داراى 135 پلكان و سه كتیبه كوفى مى باشد و تاریخ ساختمان قرن پنجم و ششم بوده است.

 در كتاب نصف جهان فى تعریف الاصفهان چنین گفته:

 و در محله جویباره هم چند مناره دارد یكى از آنها را مناره ساربان مى ‏نامند و از همه این منارها منار ساربان بلندتر و خوش نماتر ساخته شده و معتبرتر است و به خاطر فقیر چنان مى رسد كه این منار را نام منار سارویه بوده و در آن محل واقع بوده است، اسم آن محل متروك و مهجور شده و كسى نام سارویه ندانسته است، آن را  ساروان خیال كرده و با آن نام اشتهار یافته باشد و الله اعلم.

 اما وجه تسمیه منار ساربان به نظر مى رسد گفته نصف جهان درست باشد و ساختمان سارویه كه شرح آن در مبانى معدومةالاثر بیان گردیده در همین محله بوده و هنگامى كه خمارتكین تصرفاتى در آن بنا كرد احتمال دارد این مناره را هم او ساخته باشد و مناره به نام محل اشتهار داشته و كم بكم سارویه به ساروان و ساروان به ساربان تغییر وضع داده است.

 این مناره زیر شماره 232 به ثبت تاریخى رسیده است.

+ نوشته شده توسط بارگاه مهر در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 9:46 |
 

این مسجد كه در ضلع جنوبى میدان امام قرار دارد در سال 1020 هجرى به فرمان شاه‏ عباس اول در بیست و چهارمین سال سلطنت وى شروع شده و تزئینات و الحاقات آن در دوره جانشینان او به اتمام رسیده است. معمار مهندس آن استاد على‏اكبر اصفهانى و ناظر ساختمان محب‏على بیك الله بوده‏ اند. این مسجد شاهكارهاى جاویدان از معمارى، كاشى‏كارى و نجّارى در قرن یازدهم هجرى است.از نكات‌ جالب‌ توجه‌ این‌ مسجد، انعكاس‌صوت‌ در مركز گنبد بزرگ‌ جنوبی‌ آن‌ است‌. ارتفاع‌ گنبد مسجد 52 متر و ارتفاع‌ مناره‌های‌ داخل‌ آن ‌48 متر وارتفاع‌ مناره‌های‌ سردر آن‌ در میدان‌ نقش‌ جهان  42 متر است‌. قطعات‌ بزرگ‌ سنگ‌های‌ مرمر یكپارچه‌ وسنگاب‌های‌ نفیس‌، از دیدنیهای‌ جالب‌ این‌ مسجد است‌.  كتیبه سر در مسجد به خط ثلث غلیرضاى عباسى و مورخ به سال 1025 حاكى از آن است كه شاه عباس این مسجد را از مال خالص خود بنا كرده و ثواب آن را به روح جدا اعظم خود شاه طهماسب اهدا نموده است.  در ذیل این كتیبه به خط ثلث محمد رضا امامى، كتیبه دیگرى نصب شده كه به موجب آن مقام معمارى و مهندسى معمار مسجد شاه استاد على اكبر اصفهان و ناظر ساختمان محب على بیكالله تجلیل شده است. مسجد شاه یكى از شاهكارهاى معمارى و كاشیكارى و حجارى ایران در قرن یازدهم هجرى است و آخرین سال تاریخى كه در مسجد دیده مى‏شود سال 1077 هجرى یعنى آخرین سال سلطنت شاه عباس دوم و 1078 هجرى یعنى اولین سال سلطنت شاه سلیمان است و معلوم مى‏دارد كه اتمام تزیینات مسجد در دوره جانشینان شاه عباس كبیر یعنى شاه صفى و شاه عباس دوم و شاه سلیمان صورت گرفته است. كتیبه‏هاى مسجد شاهكار خطاطان معروف عهد صفویه مانند علیرضا عباسى و عبدالباقى تبریزى و محمد رضا امامى است. تزیینات عمده این مسجد از كاشیهاى خشت هفت رنگ است. در مدرسه جنوب غربى مسجد قطعه سنگ ساده‏اى به شكل شاخص در محل معینى تعبیه شده است كه ظهر حقیقى اصفهان را در چهار فصل سال نشان مى‏دهد و محاسبه آن را شیخ بهائى دانشمند فقیه و ریاضیدان معروف عهد شاه عباس انجام داده است. از نكات جالب در مسجد شاه انعكاس صورت در مركز گنبد بزرگ جنوبى است ارتفاع گنبد عظیم مسجد شاه 52 متر و ارتفاع مناره‏هاى داخل آن 48 متر و ارتفاه مناره‏هاى سردر آن میدان نقش جهان 42 متر است. قطعات بزرگ سنگهاى مرمرى یكپارچه و سنگابهاى نفیس از دیدنیهاى جالب مسجد شاه است.

 این مسجد كه ساختمان آن در سال 1020 هجرى قمرى آغاز و در سال 1025 به پایان رسید و براى تزیین آماده شد، از مهمترین مساجد عصر صفویه و در ضلع جنوبى میدان نقش جهان واقع است. تزیینات این مسجد كه از سال 1025، زمان سلطنت شاه عباس اول، آغاز شد تا زمان سلطنت دو تن از جانشینان او (صفى و عباس دوم) نیز ادامه یافت. معمار این بنا استاد على اكبر اصفهانى است كه نام او به عنوان مهندس و معمار در كتیبه سردرمسجد به خط ثلث آمده است.

 كتیبه سر در با شكوه مسجد به خط علیرضا عباسى خوشنویس نامدار عصر صفویه است كه تاریخ آن سال 1025 ذكر شده است.

 اسپرهاى طرفین در ورودى 8 لوحه با نوشته هایى مشكى بر زمینه فیزوه‏اى دارند كه در هر یك از این اسپرها 4 لوحه كار گذاشته شده. در جلو خان سردر مسجد نیز كتیبه هایى با عبارات و اشعارى وجود دارد. تخت سنگ بزرگى نیز در ضلع غربى جلوخان هست كه از نوشته‏ هاى آن تنها بسم الله الرحمن الرحیم به جا ماند. كتیبه نماى خارجى سردر، خط ثلث سفید بر زمینه كاشى خشت وجود دارد.

 اشعارى به خط نستعلیق در اصلى مسجد را كه پوشش نقره و طلا دارد. زینت بخشیده است در این اشعار سال اتمام و نصب در 1038 تا 1052 ذكر شده است. اشعار فوق الذكر 16 بیت است كه هشت بیت آن بر یك لنگه و هشت بیت دیگر بر لنگه دیگر آن به طور برجسته نقش بسته است. این در، در ضلع جنوبى واقع است.

 كتیبه‏ هاى داخل مسجد را خوشنویسانى چون عبدالباقى تبریزى، محمد صالح اصفهانى محمد رضا امامى و محمد غنى نوشته‏اند كه از آن جمله‏اند: كتیبه ایوان بزرگ مسجد و اطراف محوطه زیرگنبد به خط عبدالباقى تبریزى كتیبه بالاى محراب مرمرى به خط محمد صالح اصفهان، كتیبه‏هاى چهلستون شرقى گنبد جنوبى به خط محمد رضا امامى و كتیبه داخل ایوان شمالى مسجد به خط عبدالباقى تبریزى.

 این مسجد عظیم داراى دو شبستان قرینه در اضلاع شرقى و غربى صحن است. یكى از این شبستانها (شبستان شرقى) بزرگتر اما ساده و بى تزیین است و دیگرى (شبستان غربى) كوچكتر است اما تزییناتى با كاشیهاى خشت هفت رنگ دارد و محراب آن نیز از زیباترین محرابهاى مساجد اصفهان است.

 در دو زاویه جنوب غربى و جنوب شرقى دو مدرسه به طور قرینه قرار دارد كه مدرسه زاویه جنوب شرقى را كه حجره‏هایى نیز براى سكونت طلاب دارد، مدرسه ناصرى و مدرسه زاویه جنوب غربى را سلیمانیه مى‏نامند.

 ارتفاع ایوان بزرگ جنوبى مسجد 33 متر است و دو مناره در طرفین آن قرار گرفته‏اند كه ارتفاع هر یك از آنها 48 متر است. این دو مناره با كاشى تزیین شده‏اند و نامهاى محمد و على به طور تكراراى به خط بنایى بر بدنه آنها نقش بسته است.

 گنبد بزرگ مسجد تزئینات جالبى از كاشیكارى دارد و نیز دارى كتیبه‏اى به خط ثلث سفید بر زمینه كاشى خشت لاجوردى است.

در قسمت گالری عکس می توانید در مورد مسجد شاه (امام) بیشتر ببینید.

+ نوشته شده توسط بارگاه مهر در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 و ساعت 0:12 |
 

 

 اين پل را پل شاهی و بابا رکن الدين و شيراز و حسن آباد هم ناميده اند از بناهای شاه عباس دوم صفوی است که در سال 1060 هجری بنا شده است.طول پل 133 متر و عرض آن 12 متر است همان طور كه گفته شد اين پل را به اسامي ديگري نيز ناميده اند. وجه تسميه آن به باباركن الدين اين است كه بر سر راه تكيه باباركن الدين عارف مشهور واقع شده بود، حسن آباد مي ناميدند، به اين علت كه شالوده آن در عصر (حسن بيك تركمان) ريخته شد، شيراز گفته اند به خاطر آنكه مسافران شيراز درآن زمان از روي اين پل عبور مي كرده اند و بالاخره به اين سبب به پل خواجو نامبردار شده بود كه در محله خواجو قرار داشت.

  پل خواجو به دليل معماري و تزئينات كاشيكاري بر ساير پلهاي زاينده رود برتري دارد.پل خواجو كه در عصر صفويه يكي از زيباترين پلهاي جهان به شمار مي رفت در اصل به منزله سد و بند بود. به اين معنا كه با بستن دهانه هاي پل در ضلع غربي درياچه اي به وجود مي آمد.در وسط هريك از دو ضلع شرقي و غربي پل ساختماني بنا شده كه شامل چند اتاق مزين به نقاشي است. اين ساختمان كه (بيگلربيگي) ناميده مي شود در آن عصر اختصاص به بزرگان و امرائي داشت كه به هنگام ايجاد درياچه مصنوعي مسابقات شنا و قايقراني را تماشا مي كرده اند.

  شعراي اصفهان درباره پل خواجو اشعار زيبايي سروده و در طي اين سروده ها زيبائي هاي آن را توصيف كرده اند. از جمله اين شعرا صائت تبريزي است كه با قصيده اي بلند بالا يكي از روزهاي جشن و چراغاني را ذكر مي كند كه در كنار پل خواجو برگزار شده است.به نوشته محققين و مورخين كه درباره سلسله صفويه بررسي كرده اند: هدف شاه عباس دوم از احداث پل خواجو ارتباط دو قسمت محله خواجو و دروازه حسن آباد با تخت فولاد و راه شيراز بود.

  بطور كلي وجود "تزئينات كاشيكاري فراوان و پشت بغل هاي چشمه هاي پايين و غرفه هاي بالاو نماي غرفه هاي طرفين با كاشيهاي الوان" پل خواجو را در شمار آثار بسيار ممتاز اصفهان قرار مي دهد بطوري كه كليه سياحان و جهانگرداني كه در دوره هاي مختلف به اصفهان آمده اند زيبائيهاي پل خواجو را وصف كرده و آن را در زمره شاهكارهاي مسلّم معماري ايراني، اسلامي به شمار آورده اند.

+ نوشته شده توسط بارگاه مهر در شنبه نوزدهم اسفند 1385 و ساعت 8:17 |
 

در محل این میدان (قبل از آنكه شهر اصفهان به پایتختى صفویه انتخاب شود) باغى وسیع به نام نقش ‏جهان وجود داشته است. در دوره شاه‏ عباس اول، آن باغ را تا حدود امروزى آن وسعت داده و در اطراف آن مشهورترین و عظیم‏ ترین بناهاى تاریخى اصفهان به وجود آمده است. مساحت این میدان حدود 85 هزار متر مربع مى‏باشد. در دوره شاه‏ عباس و جانشینان او این میدان محل بازى چوگان و رژه ارتش و چراغانى و محل نمایشهاى مختلف بوده است. دو دروازه‌ سنگی‌ چوگان‌ در شمال‌ و جنوب‌ این‌میدان‌ تعبیه‌ شده ‌است‌.طول این میدان از شمال به جنوب بالغ بر 500 متر و عرض آن در حدود 150 متر است. به عقیده عموم سیاحان خارجى میدان شاه یكى از بزرگترین میدانهاى جهان است. میدان نقش جهان شاهد بسیارى از خاطرات تاریخى ایران درچهار قرن اخیر بوده است. خاطرات زندگى شاه عباس كبیر و جانشینان او تا آخر عهد صفویه بااین میدان بزرگ تاریخى به هم آمیخته است .

+ نوشته شده توسط بارگاه مهر در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 و ساعت 1:52 |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar